گفتم از اینجا تا کربلا چقدر ر اه است ؟ گفت : آنقدر که بگویی "السلام علیک یا ابا عبدالله"
سخنرانی تکان دهنده امام حسین(ع) یک ماه قبل از عاشورا
بسم الله الرحمن الرحيم
اي مردم، بزرگان عبرت بگيريد از موعظه اي که خداوند به دوستان خود در قرآن مي فرمايداگر شما خود را اولياي خدا ميدانيد، و اگر دينداريد و مخاطب قرآن هستيد پس بي تفاوت نمانيد و احساس تکليف کنيد! آيا نديده ايد که خداوند چند بار در قرآن به روحانيون مسيحي و يهودي به شدت حمله فرموده و آنها را توبيخ کرده است که چرا مردان خدا در جامعه و حکومت بي عدالتي و فساد ديدند و سکوت کردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نکردند؟ و فرياد نکشيند؟ و نيز فرمود:“نفرين بر کساني از بني اسرائيل که کافر شدند. آنها که امر به معروف و نهي از منکر نکردند، و چه بد عمل کردند.
*خداوند علماي مسيحي، يهودي و روحانيون و آگاهان اديان قبل را نکوهش کرد زيرا ستمگراني جلوي چشم آنها فساد ميکردند و اينان ميديدند و سکوت ميکردند و دم برنميآوردند. خداوند چنين کساني را کافر خوانده و توبيخ کرده که چرا در برابر بيعدالتي و تبعيض و فساد در حکومت و جامعه ي اسلامي ساکت هستيد و همه چيز را توجيه و ماستمالي ميکنيد و رد ميشويد؟ چرا سکوت کرده ايد؟ علت آن اين است که عده اي از شما ميخواهيد که سبيلتان را چرب کنند و و عده اي از شما هم ميترسيد که سبيلتان را دود بدهند. عده اي طمع سفره داريد و سفره ي چرب ميخواهيد تا بخوريد و ميگوييد که چرا خودمان را به زحمت بيندازيم و با نهي از منکر و انتقاد و اعتراض ريسک کنيم؟ فعلا که بساط مان رو به راه است و عده اي از شما نيز ميترسيد. اما مگر در قرآن نميخوانيد که فرمود از مردم نترسيد ازحاکمان و صاحبان قدرت و ثروت نيز نترسيد از من بترسيد! آيا شما اين آيه را نديده ايد؟ آيا سوره ي توبه را نخوانده ايد که ميگويد زنان و مردان مومن نسبت به يکديگر ولايت اجتماعي دارند و حق دارند در کار يکديگر دخالت بکنند. به اين اندازه که يکديگر را امر به معروف و نهي از منکر کنند. خداوند اين حق و اجازه را داده است که شما نسبت به يکديگر بيتفاوت نباشيد بلکه حساس باشيد. اگر همين يک اصل امر به معروف و نهي از منکر يعني نظارت دائمي و انتقاد و اعتراض و تشويق به خيرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بيعدالتي و تبعيض اجرا بشود بقيه ي فرائض وتکاليف الهي نيز اجرا مي شودو همين يک حکم را شما عمل بکنيد! نترسيد! دنبال دنيا نباشيد! سورچران نباشيد! اما هيهات که شما اهل همين يک تکليف هم نيستيد. ولي من هستم. امر به معروف و نهي از منکر دعوت به اسلام و دين است منتها دعوت زباني تنها نه که اي مردم بياييد و مسلمان شويد! اسلام خوب است و به بعضي شبهاتتان پاسخ بدهيم و تمام. اما نهي از منکر با رد مظالم، جبران همه ي بي عدالتي هايي که ميشود و شده است. و نه صرفا گفتن اينکه عدالت خوب است و ظلم بد است. يعني در برابر ظلم و ستمهايي که شده، ايستادن و آنها را عقب زدن و جبران بي عدالتي ها، وظيفه عملي شماست. بايد درگير شويد و با ستمگران، چشم در چشم بايستيد و بگوييد:“نه!“بايد انتقاد و اعتراض کنيد و يقه شان را بگيريد.تقسيم عادلانه بيت المال و اموال عمومي و توزيع عادلانه ثروت حکم خداست. گرفتن ماليات از ثروتمندان و هزينه کردن آن به نفع فقرا ادامه همان تکليف است. شما گروهي که به آدمهاي خوب مشهوريد و عالمان دين خوانده ميشويد، به خاطر خداست که در نزد مردم هيبت داريد و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب مي برند.
*به نام دين از شما حساب مي برند و و احترام مي گذلرند و شما را بر خودشان ترجيح مي دهند. در حالي که هيچ فضيلتي بر آنها نداريد. و هيچ خدمتي به اين مردم نکرده ايد. و مردم مجاني براي شما احترام قائل اند. و شفاعت شما را مي پذيرند. شما به نام دين است که اعتبار و نفوذ کلمه داريد. در خيابان ها مثل شاهان نام مي بريد. و با هيبت و کبکبه رفتار مي کنيد. به راستي چگونه به اين احترام و اعتبار اجتماعي رسيده ايد. فقط به اين علت که مردم از شما توقع دارند که به حق خدا قيام کنيد. اما شما در اغلب موارد از انجام وظيفه و احقاق حق الهي کوتاهي کرده ايد و حق رهبران الهي را کوچک شمرده ايد.
* حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضييع کرده ايد. شما نسبت به حق ضعفا و محرومين کوتاه آمده ايد. اين حقوق را ناديده گرفته ايد و سکوت کرده ايد اما هر چيز که فکر ميکرديد حق خودتان است مطالبه کرديد. شما هر جا حق ضعفا و مستضعفين بود کوتاه امديد و گفتيد ان شاءالله خدا در آخرت جبران ميکند اما هر جا منافع خودتان بود ان را به شدت مطالبه کرديد و محکم ايستاديد. شما نه مالي در راه خدا بذل کرديد
و نه جانتان را در راه ارزشها و عدالت به خطر انداختيد و نه حاضر شديد با قوم و خويش ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجراي عدالت و اسلام درگير بشويد. با همه ي اين کوتاهي ها از خدا بهشت را هم ميخواهيد؟ پس از همه ي اين عافيت طلبي ها و دنيا پرستي ها منتظريد که در بهشت همسايه ي پيامبران او باشيد! در حالي که من ميترسم خداوند در همين روزها از شما انتقام بگيرد. خداوند از شما انتقام خواهد گرفت. مقام شما از کرامات خداست. دستاورد خودتان نيست. شما مردان الهي و مجاهدان و عدالت خواهان را اکرام و احترام نميکنيد و تکليف شناسان را قدر نميدهيد. حال آنکه به نام خدا در ميان مردم محترميد. مي بينيد که پيمانهاي خدا در اين جامعه نقض ميشود و آرام نشسته ايد و فرياد نمي زنيد اما همين که به يکي از ميثاقهاي پدرانتان بي حرمتي شود داد و بيداد به راه مياندازيد. ميثاق خدا و پيامبر خدا زير پا گذاشته شده، شما آراميد، سکوت کرده و آن را توجيه ميکنيد. حال ميثاق پيامبر در اين جامعه تحقير شده است؛ لالها، زمينگيران، کوران، فقرا وبيچاره ها در سرزمينهاي اسلامي بر روي زمين رها شده اند و بيپناهند و کسي به اينها رحم نميکند. شما به اين وظيفه ي ديني و الهي تان عمل نمي کنيد و کسي مثل من هم که مي خواهد عمل کند، کمکش نميکنيد. ميثاق خدا اين است که بيچاره ها و زمين گيرها نبايد در شهرها گرسنه بمانند و کسي به دادشان نرسد. اين ميثاق خداست و شما خيانت کرده ايد. شما مدام به دنبال ماستمالي و مسامحه؛ يعني سازش با حاکميت هستيد تا خودتان امنيت داشته باشيد، ولي امنيت و حقوق مردم برايتان مهم نيست. فقط امنيت و منافع خودتان برايتان مهم است.همه ي اينها محرّمات الهي بود که مي بايست ترک ميکرديد و نکرديد.
* شما مي بايست اين ستمگران و فاسدان را نهي از منکر ميکرديد و نکرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نماينده ي اسلام مي دانستند. مجراي حکومت و مديريت و رهبري جامعه بايد به دست علماي الهي باشد که امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما کاري کرديد که اين مقام را از آنها گرفتند و موفق شدند حکومت را منحرف کنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراکنده و متفرق شديد و در سنت الهي اختلاف کرديد با اين که همه چيز روشن بود. اگر حاضر بوديد زير بار شکنجه و توهين، مخالفت کنيد و در راه خدا رنج ببريد، حکومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بي عدالتي و ستمگران، تمکين و امور الهي و حکومت را به اينان تسليم کرديد، حال آنکه آنان به شبهات عمل ميکنند و طبق شهوات خود حکومت ميکنند و دين را از حکومت تفکيک کردند. فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط کردند، شما به زندگي دنيايي چسبيده ايد و حاضر نيستيد از آن جدا شويد.اما بدانيد که هر کس در راه خدا کشته نشود، عاقبت مي ميرد.آيا گمان مي کنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده ميمانيد؟ اما اگر شهيد نشويد، مدتي بعد با ذلت ميميريد. شما از دنيا دست بر نميداريد، اما دنيا از شما دست برميدارد.
پس اي علماي الهي، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداکاري کنيد. شما اين ضعفا و مستضعفين و فقرا و محرومين را دست بسته تحويل دستگاه ظالم داده ايد. گروههايي از مردم برده ي اينان شده اند و مثل برده ه اي مقهور و شکست خورده، زير دست و پاي آنان له ميشوند. عده اي نان شبشان را نميتوانند تهيه کنند. در هر شهري عده اي را گماشته اند که افکار عمومي را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نميتوانند دستي را که به سمتشان ميآيد تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع کنند. شما همه ي اين صحنه ها را ميديديد و کاري نميکرديد. اينان عده اي ستمگر و صاحبان قدرت اند که عليه ضعفا و محرومين بسيار خشن عمل ميکنند و به روش غير اسلامي حکومت ميکنند و متاسفانه بي چون و چرا هم اطاعت ميشوند. در حالي که نه خدا را ميشناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب ميکنم از شما که اين زمين زير پاي ظالمان صاف و پهن است، عده اي باج بگير حکم ميرانند، و کارگزاران حکومت هم بويي از عاطفه و انسانيت و مهرباني نبرده اند و شما هم باز ساکتيد.
خدايا تو ميداني که قيام ما له له زدن براي سلطنت، تنافس در قدرت و گدايي دنيا و شهرت نيست، بلکه تنها براي برپاکردن نشانه هاي دين تو قيام کرديم. اين علامتهاي راهنمايي و تابلوهاي راه را انداخته اند و من ميخواهم دوباره اين تابلوها را برپاکنم. قيام براي اين است که مردم گيج و گمراه شده اند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب زده ها بپاشيم تا بيدار شوند.
شهید مطهری : آنجا که حسین (ع) در صحنه است ، تو اگر در صحنه نباشی هر کجا می خواهی باش ، چه ایستاده در نماز و چه نشسته در شراب! هر دویکی ست.
آیا ما همان جایی هستیم که حسین علیه السلام بود!!!
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 19:4  توسط س هوشمند
|
خدایا ! روزگارم را تا آن گاه که در طاعت و بندگی ات می گذرد باقی دار !
پس هر گاه که مزرعه عمرم عرصه جولان و چراگاه شیطان شود
پیش از آن که خشم تو به سویم شتاب گیرد
یا این که قهرت بر من چیره گردد
جانم را بستان !
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 15:57  توسط س هوشمند
|
سکوت مومن تفکر و سکوت منافق غفلت است.( امام علی علیه السلام)
هر کس فکرش به جایی نرسد و راه تدبیر بر او بسته شود کلیدش مدارا ست .( اما م حسین علیه السلام )
برترین عبادت تداوم تفکر در باره خداوند و قدرت اوست.( امام صادق علیه السلام )
هر که می خواهد که قوی ترین مردم باشد بر خدا توکل کند .( امام موسی کاظم علیه السلام )
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 20:19  توسط س هوشمند
|
خدایا رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم وحتی نامم را در خطر ایمان افکنم
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 20:1  توسط س هوشمند
|
سیما یا سینما ؟!
« پوشش زنان هنرپیشه در سیما آنقدر خوب است که می تواند الگو باشد » این قسمتی از صحبت های آقای ضرغامی رییس رسانه ملی است که با شنیدن آن بسیار متاثر و متاسف و متعجب شدم . چرا که واقعیت چیز دیگری است !
اول باید گفت پوشش یعنی چه و اصولا پوشش خوب یعنی چه و ویزگی های دارد ؟ آیا این نوع پوشش در سینما ما هم وجود دارد ؟ آیا نوع الگو که گاه هست و گاه نیست می توند الگو باشد ؟ نشانه های تاثیر این الگو بین دختران وزنان جامعه ما جیست ؟ دختران ما چگونه می توانند از پوشش هنر پیشه ها در سیما الگو برداری کنند در حالی همان نهر پیشه ها در سینما جور دیگری ظاهر می شوند طوری که دختران جوان ونوجوا ن ما دچار نوعی دوگانگی می شوند ؟! که بالاخره کدام پوشش خوب و پسندیده است ؟ آیا باید سیما را پذیرفت یا سینما را ؟ چرا این پوشش در مراسم ها همایش هایی که هنرپیشه ها در آن ها حضور دارند دیده نمی شود ؟! چرا هنر پیشه ای که در اکثر سریال هی تلویزیون چادر به سردارد ولی به ناگاه در سینما به پوشش نا مناسب ظاهر می شود یا بدتر از آن با کمال وقاحت جلو دوربین آمریکا ظاهر کشف حجاب می کند ! آیا این به معنای بازیچه قرار دادن بهترین حجاب زن و دختر یعنی چادر نیست ؟ حجابی که سلاح زن نامیده می شود !
چطور باید پوشش هنرپیشه ها را به عنوان الگو معرفی کرد در حالی در اینترنت عکس هایی می بینیم که عرق شرم بر پیشانی مان می نشند و از خود می پرسیم براستی من دختر مسلملن ایرانی باید از کسی الگو بگیرم که به اجبار جلو دوربین تلویزیون حجاب می کند آن هم با کلی ناز و عشوه ولی درست چند قدم آن طرف تر چنان مویی پریشان می کند و سر وگردن بیرون می گذارد با همان ناز و عشوه ! این حکایت از این دارد که اعتقاد عمیقی به پوشش و حجاب نیست واگر این اجبار در کار نبود به سیما و سینمای قبل از انقلاب بر می گشتیم ! وشاید هم هالیوود !!! چرا که هالیوود رویای کسانی است که چوب حراج به هممه چیز خود زده اند!!
وای به روزی که الگوی دختران و زنان ایرانی در حجاب هنرپیشه ها باشند!!
+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 9:55  توسط س هوشمند
|
چرا به اینجا رسیدیم ؟!!
این روزها در کشور شاهد برخورد با هنجارشکنان اجتماعی هستیم .از طرفی برخورد با اراذل و اوباش و از طرفی دیگر برخورد با بی حجابی یا بد حجابی . صرف نطر از مزایا و معایب و آثار سوء این طرح در اجتماع ،این سوال پیش می آید که چرا باید وضعیت جامعه به سمتی کشیده شود که مجبور شویم به زور و اجبار متوسل شویم ؟ و اینکه چرا مسوولین به جای پیشگیری به موقع ،مجبور به درمان هزینه های سنگین شده اند؟! چرا کشوری با پیشینه و سابقه فرهنگی غنی و آشنایی و گره خوردن با فرهنگ ایرانی دچار چنین معضلی شده است؟ و جوانان به جای الگوهای ایرانی –اسلامی خودمان الگوهای غربی و سبک زندگی غربی را برگزیده اند و به این سمت کشیده شده اند؟ هر روز آمار جرم و جنایت؛آمار طلاق و اعتیاد در کشور بیشتر می شود و دادگاه های کشور مملو از آدم های مجرم است !! ( بگذریم که رسیدگی به بعضی از پرونده ها ماه ها و بلکه سال ها طول می کشد! ) و یا می شنویم که پلیس با چندین هزار نفر از افراد بدحجاب یا بی حجاب برخورد کرده است !! متاسفانه این وضعیت نشان دهنده عدم اهتمام مسوولین به مسائل فرهنگی و عدم سرمایه گذاری های قابل توجه در این زمینه می باشد! آیا فقط باید دشمن را مقصر دانست ( که آنها سال هاست کار خود را می کنند و لحظه ای برای از پا درآوردن جوانان ما فرو گذار نمی کند) و از تهاجم فرهنگی و جنگ نرم سخن گفت و همایش های چند میلیونی برگزار کرد؟! هر چند این سخنان را مقام معظم رهبری 20 سال پیش گوشزد کردند ولی تا کنون گوش شنوایی پیدا نشده و کسی توجه نکرده و حال به جایی رسیده ایم که باید به اجبار افراد را وادار به رعایت موازین اخلاقی و شرعی کنیم ! و افراد با لجاجت با وضعی بدتر وارد جامعه می شوند ( در واقع با خود لجاجت می کنند ) . از وضع حجاب در دانشگاه ها هم بگذریم که دیگرجایی برای سخن نیست !
آیا پیامبر اسلام هم با این روش مردم را به دین مبین اسلام فرا خواندند اصلا آیا این گونه روش ها تاثیری در تغییر رفتار افراد جامعه دارد ؟ آیا این وضعت نتیجه کم کاری مسوولین نیست ؟ چرا نتوانستیم الگوهای خودمان را درست به جوانان معرفی کنیم تا یه سمت سراب های غربی کشیده نشوند!؟ و هزاران آیا و چراهای دیگر که با شعار دادن و همایش های فرمایشی پاسخ داده نمی شود ! باید فکر اساسی کرد تا جوانان دین زده نشوند!
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 15:18  توسط س هوشمند
|
به کجا چنین شتابان !!!
با وجود گذشت 32 سل از انفلاب ، هنوز جو کشور به سمت مطلوبی پیش نرفته است . هر روز در سایت ها و روزنامه ها اخباری می خوانیم که در شان یک جامعه اسلامی نیست . جامعه ای که مدل حکومتی آن قرار است شبیه حکومت پیامبر و امامان معصوم باشد ، اظهار نظرات مسوولین کشور نسبت به یکدیگر ،اتهامات و سوء ظن های بی مورد و بدون مدرک نه تنها باعث تاسف است و هیچ سنخیتی با نوع رفتارهای پیامبر و امام علی و سایر ائمه ندارد ،بلکه بذر بی اعتمادی را بین مردم جامعه می پراکند . علی رغم هشدارها و تذکرات رهبر باز مسوولین کار خود را می کنند و حرف های خود را می زنند! این حرف ها را هم کسانی میزنند که مدافع انقلاب و نظامند و این مساله بیشتر آدم را متاثر و متاسف می کند!! اگر کسی مخالف نظام و رهبری شد مجوزی نمی شود تا هر چه خواستیم به آنها بگوییم! به قول یکی از کارشناسان دینی ما اگر مسلمان نبودیم چه می کردیم!! اگر در جوامع دیگر که غیر دینی هستند این اتفاقات بیفتد عجیب نیست اما در یک جامعه اسلامی تاسف بار است ! پیامبر و امام علی و امام حسن و امام حسین با وجود بی وفاییها و تحمل نامردی ها با مخالفین خود بد برخورد نکردند و آنها را محکوم به مرگ نکردند ! البته بحث آنهایی که مخل امنیتند و افکار انحرافی را رواج می دهدند جداست ،هر چند که با آنها نیز نباید بدبرخورد کردُهمچنان که پیامبر با کفار هم بد رفتار نمی کرد . بنای پیامبر بر حفظ کرامت انسانی بود ،آِیا ما هم اینگونه هستیم ؟ اینکه کسی را صرف مخالفت با نظام و رهبری مجرم دانست و با او برخورد کرد ،انصاف نیست ! آن هم زمانی که علیه امنیت ملی اقدامی انجام نداده باشد! چه بسا که رفتارهای خود ما باعث به وجود آمدن این سوء ظن شده باشد! در حالی که خود رهبر معظم هم در یکی از سخنرانی های اخیر خود این موضوع را تذکر دادند . با وجود مشکلاتی همچون بیکاری،فقر ،مشکلات معیشتی ، انحراف جوانان ،نزول سطح ارزش ها ،فساد اخلاقی برخی و بسیاری مشکلات دیگر چرا باید همه انرزی مسوولین ،تشکل ها و رسانه ها معطوف به جریانی موسوم به جریان انحرافی شود ؟!! در شرایطی که کشور از نظر فرهنگی در وضعیت خوبی به سر نمی برد ،ساسی کاری ها و سیاسی بازی ها سدی شده اند در برابر تصمیمات برنامه های نهادها ! چرا باید این گونه باشد ؟! چرا تاوان اختلاف نظرهای مسوولین را مردم باید بپردازند؟! اگر قانون و منویات رهیری و دستورات اسلام محور کار مسوولین نبود دیگر چه بلبشویی قرار بود رخ دهد!
این همه برای چیست ؟ آیا ندیدند و نشنیدند سرنوشت کسانی را که در این راه حرکت می کردند ؟!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 17:2  توسط س هوشمند
|
شعب ابی طالب
اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم به صفحه ای میرسیم که در آن پیامبر و یارانش به خاطر اعتقادات خود ، از سوی قریش محاصره اقتصادی شدند . قریش فکر می کرد اگر پیامبر و یارانش را در تنگنا قرار دهد می تواند آنان را به زانو در آورد و دست از اعتقادات خود بر می دارند و با قریش همراه و هم پیمان می شوند . اما بنی هاشم زیر بار نرفتند و تحمل کردن و سه سال از این محاصره گذشت و مسلمانان در بدترین شرایط قرار داشتند و سختی های زیادی متحمل شدند . هیچ کس حق نداشت با آنان دادو ستد کند ! زنان و کودکان ومردان در گرسنگی شدید به سر می بردند ! این همه تحمل برای چه ؟ شاید اگر کسی غیر از پیامبر ویارانش بود تسلیم قریش می شد و از اعتقادات خود دست می کشید !
اکنون ایران ما نیز دست کمی از شعب ابی طالب ندارد و به جای سه سال ،سی سال و اندی است که در تحریم به سر می بریم و این مردم هستند که این فشار و سختی ها را تحمل می کنند ! در این مدت هیچ گاه از موضع خود کوتاه نیامده وزیر بار حرف زور نرفتیم هر چند در برهه ای کسانی به اسم گفتگوی تمدن ها می خواستند به این خفت و خواری تن بدهند !
مردم ما باید با سرلوحه قرار دادن پیامبر سختی های این تحریم ها را به جان بخرند و سر سوزنی از اعتقادات و مواضع خود پایین نیایند! ما در این راه پر فراز و نشیب هزاران شهید تقدیم اسلام و انقلاب کردیم ، سزا نیست با این سختی های گذرا کشور را جولانگاه زورگویان وفریبکاران و استعمارگران کنیم . باید دل به دریای ولایت سپرد ،دست در دست او تا رسیدن به قله پیروزی و انقلاب حضرت دوست !
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:54  توسط س هوشمند
|
شوک
شوک مستندی است که از شبکه 3 سیما پخش می شود و به مشکلات م عضلات اجتماعی و فرهنگی می پردازد . موضوع دیشب این برنامه « مد » بود. دیدن این برنامه واقعا به انسان شوک وارد می کند و به فکر فرو می برد که چرا در یک جامعه اسلامی چنین مسائلی باید وجود داشته باشد ! و فرق جامعه ما و جوامع غربی چیست ؟!! راهی که غرب رفت و به بن بست رسید ،جامعه ما و بخصوص جوانان قدم در آن گذاشته و حتی از غربی ها هم تجربه نمی گیرند و به نظر می رسد جلوتر از آنها هم حرکت می کنند! به نظر می رسد با وجود گذشت 32 سال از انقلاب اسلامی ، هنوز ارزشهای انقلاب و اسلام در کشور نهادینه نشده است !و متاسفانه روز به روز سطح ارزشها در جامعه ما به سوی نزول و سقوط پیش می رود !
واقعا این شوک باید به چه کسی یا کسانی باید وارد شود ؟! مستند شوک ،سند محکمی است برای نشان دادن فقر فرهنگی و مذهبی و معنوی در جامعه و نشان از عدم تدوین برنامه منسجم فرهنگی است !!
وجود بی بند و باری و فساد اخلاقی ، آمار طلاق در یک جامعه اسلامی شایسته نیست ! پس جامعه قبل از انقلاب و جامعه بعد از انقلاب چه فرقی با هم باید داشته باشند ! آیا انقلاب کردیم تا فقط نام حکومت تغییر کند؟!!
گرایش بیش از حد جوانان به اندیشه ها و افکار انحرافی ، گرایش به مواد مخدر بخصوص استفاده از سیگار برای کسب پرستیژاجتماعی و داشتن کلاس ، گرایش به آرایش ها و پوشش های زننده و نابه هنجار، پایین آمدن سن استفاده از لوازم آرایشی و استفاده از زیور آلات و لوازم آرایش در بین آقا پسرها، حکایت از این واقعیت تلخ دارد که دشمن در پیشبرد اهداف خود بسیار موفق بوده ولی جامعه ما نتوانسته در مقابل این تهاجم فرهنگی خودی نشان دهد و برنامه های آنان را خنثی کند ! اقدامات نا چیز انجام شده قطره ای است در مقابل دریا !
چگونه می توان نشست و دست روی دست گذاشت و انحراف جوانان و از بین رفتن ارزش ها را نظاره کرد !! با حلوا حلوا گفتن هم دهان شیرین نمی شود ! البته باید دانست که با زور و اجبار هم کاری از پیش نمی رود بلکه جلوی پیشرفت را هم می گیرد!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 11:33  توسط س هوشمند
|
آشنای غریب
روزی در کتابخانه کوچکم به دنبال کتابی برای خواندن بودم که ناگهان چشمم به کتاب « استاد عشق » افتاد . کتاب در مورد زندگی پر فراز و نشیب دکتر محمود حسابی بود به نگارش پسرش ایرج حسابی . وفتی کتاب را مطالعه می کردم بسیار شگفت زده شدم که استاد با این همه رنج و مشقت توانسته به این مقام برسد و حقیقتا حسرت خوردم به حال خودم و غبطه خوردم به عمر پربار این مرد بزرگ که حتی لحظه ای از عمرش را به بطالت نگذرانده بود علی رغم تمامی مشکلات ! فرزند این استاد به خوبی خاطرات دوران عمرش را بازگو کرده و نوشته که چگونه استاد در جور و جفای پدر و در سایه مهر مادر و رنج غربت توانسته به مقام بس بزرگی برسد! رنج ها و سختی هایی که هیچ یک از ما در خواب هم نمی توانیم ببینیم ! باید کتاب را خواند و فهمید . نمی دانم چه تعداد از افراد این کتاب را خوانده اند به خصوص قشر جوان و نو جوان ما ! این کتاب سراسر درس زندگی است ؛ درس صبر و تحمل و انگیزه و علاقه ! واقعا چه کسی می داند که استاد حافظ قرآن و دیوان حافظ و سعدی و.. بوده ! ؟ چه کسی می داند که ایشان 8 مدرک کارشناسی مهندسی و دکترا در فاصله 7 سال گرفنه که آخرین مدرکش دکترای فیزیک بوده ! نام این استاد بزرگ برای همه آشنا است ولی خدمات و تلاش های او در عرصه علم همچنان غریب است !
خدمات ایشان خیلی بیشتراز این است که نامش را فقط درسردر مدارس و کتابخانه ها و در کوچه و خیابان ببینیم ! آیا هدف استاد همین بود که مشهور شود ؟! با برگزاری همایش ها و بزرگداشت های صرف ،که تنها اساتید در آن حضور دارند نمی توان این بزرگ مرد را شناساند آن هم به نسل جوان ما که جز عده ای قلیل، بقیه بی انگیزه اند و علاقه ای به درس نشان نمی دهند و وقت خود را بیهوده می گذرانند ! اساتید ما باید همچون دکتر حسابی به تربیت نسل جوان و با استعداد همت بگمارند و مانند ایشان با 3 نسل کارو تلاش خستگی ناپذیر ،7 نسل استاد و دانشجو را برای کشور تربیت کنند ! اما افسوس که تنها هدف اساتید نوشتن مقاله برای کسب وجه علمی خود شده !
اساتید باید از پروفسور حسابی بیاموزند که « هنر استاد در عشق به خداوند ، به دانشجو ، عشق به فراگیری علم ، عشق به خانواده و پیوند میان علم و اخلاق و ایمان است » !
یکی از شاگردان ایشان گفته بود « دکتر حسابی ،درس خواندن جدی را به ما آموختند ،ا یشان جدی بودن را به ما آموختند» ، ایشان « ایستادگی و مبارزه علمی را به شکل علمی و با متانت و تعقل انجام می دادند » « به ما فهمیدن را یاد دادند نه حفظ کردن را »
امید است جوانان ما با شناخت کامل این استاد عشق ، راه و هدفش را دنبال کنند !
به امید طلوع حسابی های دیگر !
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:20  توسط س هوشمند
|